تبليغاتX
سپنتامینو
 
اندیشه
 
تقريبا هر زماني كه مشكلات زندگي بيشتر بر من فشار مي آورد به طرز احمقانه اي اميدوار تر مي شوم ........حوادث اخير كاملا براي من يك كابوس است ......انتخابات و مسائل بعد از آن .......من تحريمي بودم چون هرگز به اصلاح جمهوري اسلامي اعتقاد نداشتم ولي ...هرگز هم فكر نمي كردم كه جمهوري اسلامي اين اندازه خام و احمقانه برخورد كند ..........به نظر من خامنه اي مي توانست در همان جمعه ي كذايي در مصلاي دانشگاه تهران غائله را خيلي بهتر خاتمه بخشد به گونه اي كه جمهوري اسلامي را مي توانست تا سال ها بيمه كند ...تنها هزينه ي اين كار اين بود كه احتمال داشت كه فضاي سياسي و فرهنگي كشور به چزي شبيه دوران خاتمي تبديل مي شد .....اين نكته را نبايد فراموش كرد كه هر چند كه عملكرد مير حسين موسوي قابل تقدير است و شجاعتش مثال زدني است و هرگز مثل محمد خاتمي عمل نكرد(هر چند من اين گونه پيش بيني اي داشتم !)...ولي نبايد اين گونه فكر كرد كه اگر مير حسين رئيس جمهور مي شد تغييرات بنياديني در تمام عرصه ها در كشور به وجود مي آمد ...همان گونه كه همگان شاهد بودند مير حسين موسوي اصلا برنامه ي خاصي را در زمان تبليغات ارائه نكرد و معمولا در سخنراني ها و اعلام برنامه ها از مسائلي صحبت مي كرد كه هر كس ديگري هم معمولا صحبت مي كرد يك سري كليات !!!(كاملا برعكس برنامه ي كروبي و تيمش ).......و تازه اين اواخردر اين مناظره ها بود كه يك جزوه را نشان داد و گفت كه اين برنامه هاي بنده است كه در آن جزوه هم حرف خاصي و مسئله ي جذابي به ميان نيامده بود ......مي توان گفت كه مير حسين با قصد هاي سياسي ديگري به ميدان آمده بود و اصلا قصد ارائه ي برنامه اي مدون و مشخص را نداشت ......بنابراين مي توان گفت كه اگر مير حسين مي آمد قرار نبود كه اتفاقات خيلي عجيبي بيفتد .........با توجه به اين مطلب من واقعا نمي دانم كه چرا خامنه اي اين برخورد را با اين جريان كرد ؟!...آيا نمي توانست با ختم به خير كردن اين ماجرا براي خود اندك آبرويي را كه نداشت بخرد !!!...اگر خامنه اي اين كار را مي كرد شايد در ميان ملت محبوب مي شد و شايد به همنا جايگاهي مي رسيد كه بيست سال است كه جمهوري اسلامي با تمام تونا خود قصد دارد آن را به وجود بياورد .....جايگاه يك رهبر معنوي كه به قول خودشان فصل الخطاب مسائل سياسي در ايران است و همگان هم حجيت و اقتدار او را ما بيش قبول دارند ..آيا نه اين كه در تمام مدت اين بيست سال صدا و سيما و تمام رسانه هاي جمهوري اسلامي به دنبال اين پرو‍‍ژه هستند و مي خواهند نهاد ولايت مطلقه ي فقيه و شخص خامنه اي را مشروعيت ببخشند ........به نظر بنده در روز جمعه خامنه اي مي توانست كه اين پروژه ي بيست ساله را به سرانجام برساند و اين كار را نكرد و اندك دستاورد هاي بسيار ناچيز اين پروژه را نيز به كلي نابود كرد ....به قول اخوان ي تو.انست او اگر مي خواست ولي گويا ايشان نخواستند و به نظر بنده اين يك خود كشي سياسي بود هم براي جمهوري اسلامي و مسئله و ياب هتر بگوييم بحران مشروعيت و هم براي مسئله ي ولايت فقيه و مصداق آن خامنه اي ............خلاصه اين كه بسيار بد عمل كردند ..................وضعيت بسيار وخيم است خصوصا براي دانشجويان و علي الخصوص براي دانشگاه تهران ........نمي دانيم كه چه اتفاقي مي افتد .....آيا مهر ماه دانشگاهي وجود دارد ايا انقلاب فرهنگي اي ديگر در راه است واقعا كسي نمي داند تقريبا همه رفتني شده اند و دنبال كار هايشان هستند .......احتكالا فقط ما مي مانيم و دانشگاه و يا حوزه ي علميه ي تهران .................امرزو يك اتفاق مزخرف هم براي من افتاد كه معمولا در فيلم ها ديده بودم ......وقتي كه از بانك بيرون مي آمدم و در كيفم مقدار زيادي پول داشتم (رهن خانه ام بود !)........مي خواستم از خيابان رد بشوم كه دو نفر موتوري به من حمله كردند و قصد داشتم كيفم را به زور از من بگيرند بعد از يك درگيريه چنديدن ثانيه اي وقتي ديدند كه نمي توانند اين كار را بكنند فرار كردند .......بند كوله ام پاره شده است ...و دست راستم اندكي درد مي كند .........خيلي ترسيده بودم ............وضعيت خيلي بد است در تمام حوزه ها .........طاعون تمام زندگي ررا فرا گرفته است .....طاعون سياسي طاعون درسي طاعون مالي طاعون جنسي (ببخشيد !!!!).........خلاصه هم چيز به هم ريخته ....و من هم چنان به طرز ابلهانه اي اميد وارم ....به چه چيزي نمي دانم ؟......شايد اميد واري بشر ريشه در همين ناداني او داشته باشد ...اين كه نمي داند كه در آينده چه اتفاقي مي افتد بنابراين امدوار است ...........آينده چندان ر وشن نيست ...اما در پرتو شعاع نور اكنون است كه آينده اندكي خود را به ما مي نماياند .......آنچه من از اينده مي بينم چندان دل چسب نيست .........ولي باز جاي اميد ي هست چون من و هيچ كس ديگري آيبنده را كامل نمي بيند ........!
  نوشته شده در  یکشنبه 14 تیر1388ساعت 12:23  توسط احسان دولتشاه  | 
 
  POWERED BY BLOGFA.COM